تبليغاتX
زمزمه دوست

زمزمه دوست

راه های افزایش اعتماد به نفس.

راهها افزایش اعتماد به نفس :

 

نیروی باور کلید اعتماد به نفس است این نیرو به شما کمک می کند که با مشکلات و موانع برخورد کنید و بر آنها پیروز شوید ، این نیرو چنان قدرتمند است که اگر عمیقاً وارد ذهن خود آگاه شما شود می تواند زندگی تان را متحول  کند .  به خود ایمان داشته باشید .  « هنری توریو » می گوید :  انسانها با موفقیت زاده می شوند نه با شکست   .    « رالف والدو امرسون » نیز گفته است :  اعتماد به نفس تنها راه پیروزی است

هر انسانی می تواند در زندگی خویش بیش از آنچه که هست موفق شود برای آغاز می بایست بخواهیم ، گام دوم تسلیم و سپردن خود به خدا و زندگی کردن   بر اساس خواست و ارادۀ اوست . سپس خداوند را  راهنما و شریک معنوی خود بدانید . همیشه به یاد داشته باشید با کمک خداوند « می توانید » به شرطی که باور کنید که می توانید .

راهها افزایش اعتماد به نفس :

1- تصویر خوبی از خود در ذهنتان بسازید : هرگاه تصوری منفی از خودتان پیدا کردید فوراً با صدای بلند خصوصیت مثبتی از خودتان به زبان آورید تا این تصور را خنثی کنید .
2- هـمـان کاری را بکـنید که ازآن می تـرسـید : اگر از چـیزی می ترسـیـد دربارۀ آن فکر نکنید ، بـلکه بی درنگ شروع به عمل کنید به ترستان حمله کنید و شدیداًً  برآن بتازید هر چه سخت تر به آن ضربه بزنید ، ترس سریعتر و مطمئن تر از بین خواهد رفت .
3- ایمانتان را تقویت کنید : در این دنیا هیچ نیرویی قوی تر از ایمان نیست به شرط آنکه از عمق جان ، واقعی و صادقانه باشد. با ایمان به نتایج باور نکردنی خواهید رسید ایمان تسکین دهنده و آرام بخش است .
4- امیدوار باشید :  افراد ناامید نتایج منفی را به طرف خود جذب می کنند در حالیکه کسانی که امیدوار هستند دنیای اطرافشان را نیز به شکلی مثبت به کار وا می دارند و نتایج خوبی نیز به دست می آورند .
گوته می گوید : « در هر کاری امید بهتر از نا امیدی است » .
5- ازخود پرسشهای منفی نکنید : هرگز نگوئید چرا این اتفاق همیشه برای من  می افتد ؟ چرا نمی توانم این کار را به درستی انجام دهم ؟ حاصل به زبان آوردن چنین جملاتی کاهش اعتماد به نفس است  وقتی اعتماد به نفس اندکی داریم احساس بی کفایتی می کنیم و برای کار و فعالیت انگیزه ای نیرومند و پایدار نخواهیم داشت .
 6- انگیزه و علاقه داشته باشید : هیچ چیز ارزشمندی ، بدون شور و اشتیاق بدست نمی آید . شور و اشتیاق باعث ایجاد انرژی می شود .
7- شکرگزار باشید :  وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند .
8- تلاش ، تلاش ، تلاش کنید : همۀ امیدها ، رؤیاها و هدف ها در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم ، موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .
9- خود را حقیر نشمارید : کسانی که خود را حـقـیر می شـمـارند هیچ گاه کارهای فوق العاده نیز انجام نمی دهند .  زیرا هنگام ارزیابی خود پائین ترین نمره را به خود می دهند و خوب مسلماً هر کس با چنین نمره ای مردود خواهد بود . آنکه خود را حقیر می شمارد ، حقیرانه هم می اندیشد . ایده هایش حقیرانه است . اما آنکه خود را دست کم نگیرد و به بزرگی خویش می اندیشد توانایی اش روز افزون است .
10- فعال باشید : با فعالیت بیشتر، ذهن بهتر عمل می کند وک ارکرد خود را مدت بیشتری حفظ خواهد کرد .
11- به زندگی عشق بورزید.
12- با افراد  با انگیزه و با روحیه همنشینی کنید.
13- در کارهای اجتماعی شرکت کنید .
14- برای خود هدفی مشخص کنید :  برای  رسیدن به هر هدفی ضروری است که هدفتان معین و دقیق باشد هدفتان را در ذهن خود آگاهتان بکارید و آن قدر مرور کنید تا به ذهن ناخود آگاهتان وارد شود . 
15- خود را سرزنش نکنید : بعضی افراد با خود می گویند : « چرا این کار را کردم »؟ « چرا این راه  را نرفتم » . هر کدام از این سؤالات اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد .هیچ گاه اجازه ندهید یک اشتباه موجب شود دیگر خودتان را باور نداشته باشید . هنگامی که مـرتکب اشـتباه می شـوید بینـید چه چـیزی می توانید از آن یاد بگیرید . سپس آن را به حساب یک تجربه گذاشته و تأسف را کنا ربگذارید و دوباره به تلاشتان ادامه بدهید .
16-  دائماً چیزهای تازه ای یاد بگیرید : شما باید دائماً چیزهای تازه ای یاد بگیرید و راحهای تازه ای پیدا کنید تا کیفیت زندگی خود و دیگران را بهتر سازید . همیشه در پایان هر روز سؤالاتی را از خود بپرسید : مثلاً « امروز چه چیزهایی آموخته ام ؟»  یا « چه پیشرفتهایی کرده ام ؟ » .
17- خود را با دیگران مقایسه نکنید : سعی کنید همیشه خود را با هدفهای خود مقایسه کنید نه با دوستان . همواره باید ببینید که قابلیتهای شما چیست و خواسته های شما چیست ، نه اینکه دیگران چه کرده اند و چه می کنند .
18- در زمان حال زندگی کنید : هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید و در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .
19- برای دیگران کاری انجام دهید : هر چه بیشتر ، بدون انتظار پاداش ، به دیگران خدمت کنید ، خیر و نیکی بیشتری به شما می رسد آن هم از جاهایی که اصلاً انتظار ندارید .
20- از خدواند کمک بخواهید : معتقد باشید از آنجایی که پروردگار یکتا ما را خلق کرده است همواره سلامت و موفقیت ما را بازسازی می کند .
21- در برابر مشکلات مقاومت کنید : استقامت مداوم ،  ناتوان ترین افراد را تا  رسیدن به موفقیت یاری می دهد زیرای نیروی پایداری نهفته و ظاهراً ناپیدای آن ، سرانجام خود را نشان خواهد داد و ثابت خواهد کرد که : « موفقیت به دست نمی آید مگر با استقامت و تسلیم نشدن » .
شکسپیر گفته است : « باران مداوم ، سنگ سخت خارا را می شوید و از هم می پاشد ، سنگ ، سخت است اما قطره های باران مداوم فرود می آید و این مداومت است که سنگ را می شکافد»

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 20:56  توسط هاشمیان  | 

آدم ها چند نوعند؟

آدم های بزرگ -آدم های متوسط-آدم های کوچک

آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند


آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند


آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند


آدم هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 20:44  توسط هاشمیان  | 

سلام بر حسین

این چه خبر حزنی است نهفته درنام توکه بی اختیار،دل ها را می شکند

واشک را در پشت پلک ها بی قرارمی کند؟

این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره ی جانگداز تو بر قلب ها می نشاند

وجگر هارا خواه نا خواه به آتش می کشاند؟

آدم که برای پذیرش توبه ی خویش،خدا را به اسمای حسنای اوسوگند

می داد وقتی به نام تو رسید« یا محسن بحق الحسن و الحسین» بی اختیار دلش

شکست ... از جبرئیل پرسید چه سرّی است در این نام که فرق دل را

می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند؟

آن گاه جبرئیل(ع) مصیبت عاشورای تو را بیان کرد. آدم سیر گریست

و تازه به راز«إنی أعلم ما لا تعلمون»خداوند پی برد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 21:49  توسط هاشمیان  | 

تبریک روز معلم

تقدیم به دوست عزیزم الهام

يروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن کرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌کردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر کس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تکه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف کنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من کاري با کسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن کرده‌ام و آرام نجوا مي‌کنم. نه قيل و قال مي‌کنم و نه کسي را مجبور مي‌کنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديک‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌کني.تو زيرکي و مومن. زيرکي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند. از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم که حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها کنار بساطش نشستم تا اين که چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد که لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يک بار هم شده کسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يک بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم که آن را کنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بکوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه کردم. اشک‌هايم که تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم که صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شکرانه قلبي که پيدا شده بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:45  توسط هاشمیان  | 

سلام بر بهار

سلام بر بهار  سلام بر خالق بهار سلام بر اندیشه های عاشق تولد دوباره در بهار و سلام بر شما که در زیباترین فصل سال پویندگی وجاودانگی را می جویید شمایی که به دنبال زندگی هستید نه زنده مانی

آینده همین امروز است.روزتان پرثمر ونوروزتان پیروز

گفت پیغمبر به اصحاب کبار              تن مپوشانید از باد بهار

آن چه با برگ درختان می کند           نیز با جان شما ان می کند

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 22:51  توسط هاشمیان  | 

نوروز خدا

 

 

ای نوروز خدا

مدتهاست یک جبهه هوای نفس بالای سرمان خیمه زده !ولی در کوچه ی پیامبران تا دلت بخواهد هوا بهاری است.

ایوب سنبل صبر می آورد  عیسی سیب صلح   نوح سالنامه ی عمرش را سر سفره گذاشته   موسی سینای سینه اش را تحفه آورده

ابراهیم سنگی از کعبه به امانت گرفته    داوود ستاره مظلومش را از چنگ صهیونیستها به در آورده  و محمد (ص) سلام که می کند

موج معطر محبتش دل ها را به آسمان می برد

پس ای نوروز خدا!

آرزو های مرا در پوشه ی آمین  خودت به عرض پروردگار برسان .خدا کند سال جدید غذای شیطان نماز قضای ما نباشد .خدا کند

جیب زندگی ما پر از نقل اخلاص شود .خدا کند قافله های غفلت ما را گمراه نکند .خدا کند خانه ی رضایت چهارده معصوم را گم

نکنبم

خدا کند این بهار نوروز دیدار یار باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 22:16  توسط هاشمیان  | 

برای داشتن یک کلاس خوب چه باید کرد؟

 در كلاس درس ومدرسه دو گروه معلم و دانش آموز با هم سر وكار دارندكه معلم با اطلاع از خصوصیات دانش آموز میتواند بسیاری از رفتارها و عملكردهای دانش آموزان را بشناسد و در مقابل تنشها و رفتارهای نادرست عكس العمل مناسب را نشان دهد.

برخی ازخصوصیات نوجوانان(13-19ساله):در این دوران احساسات وهیجان افزایش می یابد،كه دراغلب موارد نمیتوان آنراكنترل كرد. رفتارنوجوان دراین دوران قابل پیش بینی نیست وناگهان خلق وخوی تغییر میكند.به طوریكه حالت افسردگی ممكن است به دنبال روحیه شادظاهر شود.و این ناتوانی بر اعمال و كارهایشان موثراست. گاهی سرشارازشوروشوق وگاه خسته وبی حوصله اند.دراین دوران نیزقدرت تفكر افزایش پیدا كرده وقادرند كه تفكرات انتزاعی را بیشتربفهمندودرباره مسایل به استدلال وتعقل بپردازند.

  معلم نیزبرای برخورد راحتتروكنترل موقعیت كلاس خود بایددارای خصوصیات زیرباشد:

1)علاقه به تدریس 2)ثبات عاطفی و رورانی 3) مهربانی و همدردی با دانش آموزان 4) روحیه همكاری با دیگر معلمان 5)صبر وبردباری 6)رعایت انصاف در ارزشیابیها 7)آشنایی با اصول روانشناسی 8)قدرت بیان ولحن خوش 9)ارزشیابی از كار خود 10)آراستگی ظاهری معلم.

   معلم در كلاس ممكن است اغلب با سه مورد حوادث و رخدادهای پیش بینی نشده و مواردی برخورد كند كه باعث برهم خوردن نظم و وضعیت كلاس شود.كه شامل عواملی است ناشی از خود معلم ،حوادث غیرمترقبه و بی انظباطی و مواردرفتاری دانش آموزان. كه درزیر به اختصار به هریك اشاره خواهد شد.

* معلم به هنگا م حضور دركلاس باید آمادگی قبلی از نظر جسمی وروانی داشته وبدون دغدغه، نگرانی واسترس وارد كلاس شود. همچنین باید طرح درس روزانه، سالانه، و مرورواطلاع كافی از جریان درس حاضر ودرس گذشته داشته باشد.وبداند كه در این ساعت ودر این كلاس مبحث درسی چیست و چه باید صورت گیرد،وچه چیزی درجلسات قبل صورت پذیرفته است به عبارتی مركز ثقل بحث كجاست. همین مقدمات كوتاه بخشی از عوامل كم كننده حوادث ورخدادهای كلاسی هستند.

* گاهی اوقات حوادث غیرمنتظره كه ممكن است جریان تدریس،بحث كلاسی،مدرسه وگاهی اوقات اداره و....را تحت الشعاع قراردهند،ودر هر كلاسی ممكن است اتفاق بیفتند باعث برهم خوردن فضای كلاس شوند.برخی از آنها عبارتند از :پرواز یك پروانه، رنبور،مگس،سوسك،و...،قطع برق،صداهایی مثل عبور هواپیماازبالای مدرسه،صدای گچ روی تخته، صدای صندلی بچه ها،سرفه كردن،عطسه،رعدوبرق،عبورافراد دوره گرد،بوق ماشین، سروصدای دیگركلاسها،صدای حرف زدن كادر مدرسه یادانش  آموزان در راهرو،

جیغ زدن ناگهانی و....... همگی موجب تنش وبه هم ریختن نظم كلاس می شود. به همین ترتیب لباس معلم، وجود علائم و اشكال در لباس كه كسی ناگهانی متوجه آن شود، انفجار بخاری گازسوز یا نفت سوز،انفجار لامپ، آتش سوزی دركلاس،بارانهای شدید،طوفان ، زلزله،و......نیزمی توانندباعث برهم خوردن نظم كلاسی شوند.

* به همین ترتیب برخی ازرخدادهاوحوادث براثرناسازگاری ومشكلات اخلاقی ورفتاری دانش آموزان درسر كلاس ایجاد میشود.مهمترین عوامل بی نظمی عبارتند از:1)خستگی 2) بی محبتی وعدم توجه 3)ضعف جسمانی 4)سرخوردگی 5) مقررات بی جاونامناسب 6)عدم ثبات وعدم هماهنگی بین مقررات جاری مدرسه. 

  درتمام این موارد اولین عكس العمل معلم مهمترین وتاثیرگذارترین وتعیین كننده مسائل بعدی است.معلم بر اساس تجارب،سفارشات مربوط به صبروبردباری وآرامش،حفظ تمركز،حفظ خونسردی، و...میتواندعكس العمل مناسب رااتخاذ كند.دراین گونه مواردمعلم نبایداسیراحساسات خود وبچه هاشود.بایدتصمیم قطعی بگیردو جمع رادر نظر آورد.و اجازه ندهدسروصدا،هیاهو،جیغ ودادودست پاچگی فرصت راازدست معلم بگیرد.در برخی مواردنیز لازم است معلم طوری رفتار كند كه انگار اصلاًَ نه چیزی دیده ونه چیزی شنیده است.

به هر حال هرحادثه ای كه باشد،ودرهر حدی كه باشدبا صبروحوصله وآرامش وتدبیر صحیح حل میشود و از خسارات احتمالی جلوگیری میشود.درهر صورت بایداز مسایل احساسی پرهیز شود،عواقب موضوع رابایددر نظر گرفت ودر نهایت میتوان برای رفع مسایل از همكاری ومساعدت دیگرهمكاران،مدیر، معاون،ومشاور مدرسه كمك گرفت.                                   منابع:- كاربرد روانشناسی درندریس(دكتر بدری مقدم)

                                                                   - كاربرد روانشناسی درآموزشگاه(ترجمه:ایرج وصالی)

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 21:48  توسط هاشمیان  | 

یا علی ای ساقی خم، السلام یا علی ای مثنوی ناتمام ...

 

از غدیر عشق سرشاریم ما

مست آن جام اقاقی شد دلم بی خود از چشمان ساقی شد دلم باز این دل عشقبازی می کند عاشقانه تکنوازی می کند چون که مست از ساغر یاقوتی ام وامدار چشم آن لاهوتی ام واله ام سرگشته در صحرای درد شیعه ام سرمست از صهبای درد تا ابد دست من و جام الست تا ابد چشمان اشکم مست مست ای خدای دیده بارانی ام محو در اندیشه عرفانی ام محو در نام بلند ساقی ام عاشق آیینه های باقی ام در نگاهم موج دریا می شود شعرهایم وقف فردا می شود خمی از دریای حیدر می زنم جامی از درد پیمبر می زنم جرعه نوش کوثر ربانی ام در خم ابروی ساقی فانی ام

 

از غدیر عشق سرشاریم ما مست چشم ناب دلداریم ما چشم ما آیینه اهل ولاست ساغر ما پر ز جام مرتضی است جامهای ما اسیر خم تو مستی ما از غدیر خم تو خم تو لبریز از حب ولاست خم تو سرشار از صهبای «لا»ست ای خروش آبها در یاد تو معنی فریادها فریاد تو ای خدای حلم، معبود نیاز ذکر یا قدوس در اوج نماز تا قنوت یادها چشمان توست;

سجده سرخ شفق از آن توست چشم خورشید است بر مستان تو سبحه افلاک در دستان تو شب طلوع گریه هایت دیده است چاه کوفه، های هایت دیده است ذکر بر سجاده ات گل می کند اشک از چشم تو پر مل می کند ای تغزلهای سرخ آفتاب ای امام رود ای معشوق آب از همان روزی که رویید آفتاب از فراز دستهایش ماهتاب;

 

عاشق اصل ولایت گشته ایم واصل و صل و صایت گشته ایم «وال من والا»ست در خم غدیر عشق ما مولاست در خم غدیر حیدر کرار، مستت می شویم همچون مالک، پای بستت می شویم عمر ما در جذبه نازت گذشت در عروج سرخ پروازت گذشت بیعت خورشید را باور کنیم از می حب علی ساغر کنیم این غدیر خم، خم اهل ولاست می فروشی شیوه اهل صفاست ما سبکبالان کوی حیرتیم وارثان ذوالفقار غیرتیم شیعه را تفسیر خون باید نمود درد و داغ و عشق در دشت شهود خون ما جاری است در رگهای دشت سبزه ها سرخند در پهنای دشت خون، بهای عشق بازی می شود خون مقام تکنوازی می شود مکتب ما مکتب خون است و بس مکتب گلهای گلگون است و بس هر که را زخمی نباشد شیعه نیست شیعه بی درد آیا هست؟ کیست؟

شیعه! با سرخی خون اعجاز کن با دو بال زخمی ات پرواز کن پر گشا تا اوج عرفان خدا تا تلاوتگاه قرآن خدا تا خروش چشمهای منجلی تا خدا، تا اشک تا بیت علی یا علی از غربتت دم می زنم با دل تارم نی غم می زنم یا علی این آتش جان من است شعله های زخم سوزان من است غربت تو غربت آلاله هاست غربت تو انعکاس ناله هاست

ای امام درد یا مولا علی عاشق شبگرد یا مولا علی معنی غیرت خروش چشم تو مردتر از مرد یا مولا علی ای لطافت خیز معشوق سحر یا امام الورد یا مولا علی همچو رب تنها و بی همتا تویی ای امیر فرد یا مولا علی می چکد از اشک هایت ماهتاب آفتاب زرد یا مولا علی

یا علی ای امتزاج مهر و ماه ای امام گریه زخمی چاه یا علی ای همسر بانوی آب می دمد از چمشهایت آفتاب پیش چشمت آب نیلی می شود یاس احمد غرق سیلی می شود پیش چشمت آه در را سوختند بیت عترت را به کین افروختند دست شبنم رنگ نیلوفر شکست جامهای ساقی کوثر شکست بازوان نسترن مجروح شد قامت زهرای تو بی روح شد مثل گوهر گریه ات در چاه شد قوس محرابت شهادتگاه شد

ساقی خم غدیری، یا علی دست ما را چون نگیری؟ یا علی یا علی ای ساقی خم، السلام یا علی ای مثنوی ناتمام ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 21:19  توسط هاشمیان  | 

رازهای موفقیت در زندگی

 

 

خوانندگان عزیز برای دست یابی به متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 22:35  توسط هاشمیان  | 

زمان درگذراست

  • از بانک ....... با من تماس گرفته و گفتند :  

برنده ی ۸۶۴۰۰ سکه بهار آزادی شده اید !   

البته به شرطی حق استفاده از این جایزه را دارید که:

  •   تمام سکه ها را بایدخرج کنید .
  •   در هر ثانیه فقط  یک سکه را باید خرج کنید و گرنه : 
  •   آن سکه از شما پس گرفته خواهد شد .
  •   فقط ۲۴ ساعت برای این کار فرصت دارید .

    با شادی و هیجان خاصی   از خواب پریدم !!!

  • و ...  اما      تعبیر این خواب عجیب و غریب :

هر شبانه روز ( ۲۴ ساعت ) ۸۶۴۰۰ ثانیه می باشد 

که در اختیار ماست  و  هر لحظه ای  که گذشت  ؛  دیگر برنخواهد گشت .

ما تنها حق یک بار استفاده از هر لحظه را داریم .  

بیـائیم   از فـرصـت هـای زندگـــیمان  به درســتی استفاده کنیم تا اینکــه

 از این  فرصتهائی  کــه از دست می روند ؛

مجمو عه ای از حسرتها را نیافرینیم  

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 18:2  توسط هاشمیان  |